الملا فتح الله الكاشاني

167

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نزد اهل حجاز يك آيه است از ابى بن كعب روايتست كه سيد عالم ( ص ) فرمود كه هر كه سورهء آل عمران را تلاوت كند بهر آيتى از آن او را امانى بدهند بر پل دوزخ و ابن عباس از آن حضرت روايت كند كه هر سورهء آل عمران را در روز جمعه تلاوت كند حق سبحانه و فرشتگان بر او صلواة دهند تا آنكه آفتاب غروب كند و بريده روايت كند از حضرت رسول ( ص ) كه سورة البقره و سورهء آل عمران را بياموزيد كه اين هر دو سوره زهرا ويناند يعنى دو سورهء درخشنده و روشنى دهنده و اين هر دو سوره در روز قيامت بمثابه دو قطعه ابر بر بالاى سر او سايه اندازند و در روايت ديگر آمده كه هر كه شب آدينه سورهء آل عمران را تلاوت كند فرداى قيامت او را دو پر بدهند تا چون برق بر صراط بگذرد و بدانكه حق سبحانه چون ختم سورهء البقره كرد بذكر توحيد و ايمان افتتاح اينسوره نيز بتوحيد و ايمان كرد و فرمود كه : * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ) * در صدر سوره البقرة گذشت كه الم با شهر اقوال بمعنى انا اللَّه اعلم است و نزد بعضى اسم سوره است و گويند الف اشاره است بآلاى عميم حق و لام بلقاى كريم عظيم او و ميم بمحبت قديم او و آلاى او على العموم در دينى همه را شاملست و نعمة القاى او كه عبارتست از نهاية قرب و غاية منزلت بنده به او ارباب خصوص را و اصل و فيض و محبة بى منتهاى او در هر دو جهان اخص خواص را حاصل و باقى وجوه آن على الوجه الاكمل و الاشمل در فاتحه سورهء بقره سمت تحرير پذيرفته * ( اللَّه ) * خداى سزاى پرستش * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * نيست هيچ معبودى مستحق عبادت مگر او بدانكه ميم در الم ساكن است در حالت وقف و مفتوح است در حالت وصل بجهة القاى حركة همزه اللَّه بر آن تا دلالت كند بر آنكه همزه در حكم ثابت است زيرا كه اسقاط آن بجهة تخفيف است نه درج چه اگر از براى درج ميبود ميم مكسور ميبود و نظير اينست واحد اثنان به القاء حركت همزه بر دال و بعد از ذكر وحدانيت در صفات كمال خود ميفرمايد كه * ( الْحَيُّ ) * زنده ايست كه حياة هر زنده از او است * ( الْقَيُّومُ ) * پاينده كه قيام هر پاينده به اوست مرويست كه حضرت رسالة ( ص ) فرموده ان اسم اللَّه الاعظم فى ثلاث سور فى سورة البقره اللَّه لا إله الا هو الحى القيوم و فى آل عمران * ( الم اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ) * و فى طه وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ و ترجمهء اين در آية الكرسى مذكور شد و آصف بن برخيايند و اسم اعظم تخت بلقيس را از سبا نزد سليمان آورد و از كلبى و محمد بن اسحاق و ربيع بن انس و جمعى ديگر از علماء تفسير مرويست كه اوائل اين سوره تا هشتاد آيه در شأن وفد نجران نازل شده و ايشان شصت سوار بودند كه بمدينه آمدند